محمود دهقان
دروازبانی خبری یا دروازبان خبر واژه ای است که شاید در مرحله اول اشخاصی را که با این نام ناآشنا هستند را یاد ورزش و فعایتی از این قبیل بیندازد، ولی حتی شاید بی دلیل نباشد که این واژه برای مفهوم انتخاب اخبار و یا بهتر بگویم فیلترینگ اخبار انتخاب شده است زیر با توجه به تعریف رسانه در دنیای امروز و نقش بسیار پر رنگ رسانه ها در شکل گیری و جهت دهی به افکار عمومی، این سازمان ها ( رسانه ها) ناگزیر می بایست افرادی و یا مجموعه ای از افراد را در اختیار داشته باشند تا بتوانند با توجه به سیاست های خرد و کلان رسانه و سازمان خود و در جهت رسالت اطلاع رسانی ای که برای خود تعریف کرده اند، دست به گزینش اخبار جهت ارائه به افکار عمومی بزنند. پس بطور خلاصه می توان گفت که تمام تعاریفی که قرار است در ادامه این مطلب مطرح گردد این گونه بیان می شود: «دروازه بانی خبر فرایندی است که در راستای دریافت اخبار و تحلیل اخبار و حتی کم و یا زیاد کردن محتوا و شکل پوشش و نوع بیان خبر در رسانه و حتی زمان انتشار آن انجام می پذیرد و امروزه این دروازه بانان خبری هستند که تعیین می کنند مخاطبان رسانه ها چه چیزی را بدانند و چگونه از آن مطلع گردند و این افراد هستند که تعیین می کنند چه خبری به صورت گسترده منتشر و مورد پوشش خبری قرار گیرند پس بی دلیل نیست که نام این فعالیت دروازه بانی است، زیرا که بعضی اخبار دریافت و هیچ گاه از سد این فرایند عبور نخواهند کرد و بعضی دیگر بدون اینکه شامل این فیلترینگ شوند بصورت گسترده بیان می گردد.»
پس با توجه به تعاریفی که انجام گرفت و نقشی که رسانه ها در تعامل با افکار عمومی و نظام های سیاسی بازی می کنند، دروازه بانی خبری امری بسیار مهم است و در شکل گیری افکار عمومی و حتی سیاست های نظام ها تلقی می شود که در ادامه به تفصیل، این موضوع شرح داده می شود. دنیای امروز به ارتباط مستمر یا منش متقابل میان مردمی که بسیار جدا از یکدیگرند، وابسته است. اگر ما تا این اندازه به ارتباط از راه دور وابسته نبودیم، تعلیم و تربیت به صورت توده گیر نه ضروری بود و نه ممکن. در فرهنگ های قدیمی بخش اعظم دانش موجود آن چیزی بود که یکی از انسان شناسان آن را دانش محلی نامیده است، یعنی فقط در حد یک گسترهی جغرافیایی کوچک محدود بوده است. سنتها در اجتماعات محلی انتقال می یافت، فرایندهای فرهنگی، طولانی،کند و ناپیوسته بود. امروز ما در کل جهان زندگی می کنیم، چیزی که برای خیلی از گذشتگان ما قابل درک نبوده است. ما از اوضاع و رویدادهای هزاران کیلومتر دورتر آگاهیم، ارتباط الکترونیکی چنین آگاهی را تقریبا در هر لحظه فراهم می کند. در قرن بیستم، حمل و نقل سریع ارتباط الکترونیکی انتشار جهانی اطلاعات را بسیار شدت بخشیده است.
این نوع ارتباط و رابطه به وسیله وسایل ارتباط جمعی صورت می گیرند که رسانه ها، وسایل ارتباط جمعی هستند.
رسانه های همگانی
روزنامه ها، مجلات، سینما و تلویزیون اغلب در ذهن توده مردم در ارتباط با سر گرمی در نظر گرفته می شود، بنا بر این در زندگی اکثر مردم نسبتا کم اهمیت قلمداد می گردد. چنین دیدگاهی کاملا گمراه کننده است.
ارتباط همگانی در بسیاری از جنبه های فعالیتهای اجتماعی ما دخالت دارد. وسایلی مانند روزنامه ها یا تلویزیون تاثیر فرا گیری در تجربه ما دارند. این امر تنها به این علت نیست که آنها بر نگرش های ما به شیوه های خاصی تاثیر می گذارند، بلکه از آن روست که آن ها وسیله دسترسی به اطلاعاتی هستند که بسیاری از فعالیت های اجتماعی به آن وابسته است. برای مثال رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری ، چنانچه اطلاعات در باره رویدادهای سیاسی جاری، نامزدهای نمایندگی و احزاب سیاسی بطور کلی در دسترس نبود، غیر ممکن بود حتی کسانی که تا اندازه زیادی به سیاست بی علاقه هستند و چندان اطلاعی در باره شخصیت های سیاسی ندارند تا حدی از رویدادهای ملی و بین المللی آگاهی دارند. تنها یک فرد تارک دنیا ممکن است به طور کامل از رویدادهای خبری که بر همه ما تاثیر می گذارد بر کنار باشد( که البته می توان گفت یک تارک دنیای قرن بیست ویکم هم یک رادیو داشته باشد!!) جهان کودک امروز ورای مرزهای ملی تعریف می شود، او با وفور بی سابقه اطلاعات مواجه است، در واقع او در کلاسی شرکت می کند، که همکلاسی هایشان در تمام کره زمین پراکنده اند!
تاثیر رسانه
تاثیر فزاینده ی تلویزیون شاید مهمترین تحول در رسانه ها در سی یا چهل سال گذشته باشد. اگر روند های جاری در تماشای تلویزیون ادامه یابد، بطور متوسط کودکی که امروز متولد می شود، تا سن 18 سالگی بخت خود را بیش از هر فعالیت دیگری غیر از خوابیدن، صرف تماشای تلویزیون خواهد کرد.
ظهور تلویزیون بر الگوهای زندگی روزانه به شدت تاثیر گذارده است، زیرا بسیاری از مردم فعالیت های دیگر را پیرامون برنامه های تلویزیونی معینی تنظیم می کنند. امروزه تحقیقات ثابت کرده است کسانی که دارای تلویزیون هستند وقت کمتری صرفه سایر فعالیت ها از قبیل: اوقات فراغت، دیدار دوستان، گفتگو، وظایف خانگی وخوابیدن می کنند.پس این یک فرصت می تواند باشد، تلویزیون امروز کسب و کار بزرگی است و در بعضی از کشورها دولت مستقیما در امور آن دخالت داشته است.
تحقیقات وسیعی به منظور ارزیابی اثر برنامههای تلویزیونی انجام شده است. سه موضوعی که بطور معمول بیشتر از همه مورد بررسی قرار میگیرد، تاثیر تلویزیون بر گرایش به جرم و خشونت، اثرات پخش اخبار، و نقش تلویزیون در زندگی سیاسی است.
اما داستان آنجا جالب می شود که نفوذ تلویزیون و رسانه به عنوان یک وسیله فرهنگی است، رسانه به فراهم ساختن چهارچوبهای تجربه، نگرش های کلی فرهنگی، که درون آن افراد در جوامع امروزی اطلاعات را تفسیر کرده و سازمان می دهند کمک می کند. رسانه ها( تلویزیون – کتاب – مجلات – روزنامه ها – اینترنت ) در کسترش شکل های غیر مستقیم ارتباط در عصر حاضر مهم است آن شیوه های را که افراد زندگی اجتماعی را تفسیر کرده و نسبت به آن واکنش نشان می دهند با کمک به نظم دادن تجربه ما از زندگی اجتماعی ، قالب ریزی می کند. فرصتهایی را که در پس پرده خصلت کلی تولید و پخش آثار این رسانه ها قرار دارند شاید از هر گونه برنامه های خاصی که نشان داده می شود مهمتر باشد به عنوان مثال می توان گفت، تلویزیون به واسطه اهمیتش در فراهم آوردن عرصه ای برای طرح مسائل و معرفی نامزدهای انتخاباتی، تا اندازه ای به تغییر ماهیت انتخاب امروزی کمک کرده است.
رسانه ها امروزه به عنوان یک نهاد اجتماعی شناخته می شود، که همانطور که گفته شد با توجه به ساعاتی را که یک کودک امروزی به تماشای تلویزیون می نشیند سرانجام به شکل دادن کودک منجر می شود و با توجه به این نکته که دولتها هستند که مستقیم در امور رسانه ها، مخصوصا تلویزیون دخالت می کنند، می توان گفت این دولت ها هستند که به انسان ها شکل می دهند.
در یک کلام، در جهان ارتباطات، انسان رسانهای فراهم می آید، انسانی که هر روز در معرض تاثیر رسانه هاست. نگاه او نیز نگاه رسانهای است، او مستقیما جزء کوچکی از جهان را لمس می کند، اما اقصی نقاط جهان را از طریق رسانه می بینند، او آنچه را می بیند که اصحاب رسانهها می خواهند، آن شکلی می شود که سردمداران رسانه های جهان دوست دارند جهان به آن سمت برود. واقعیات علم نیز در جهان امروزی، تحت تاثیر رسانه ها است. آنچه را رسانه ها برجسته می سازند، از نظر ما برجسته است. رسانه ها ورای مدرسه، خانواده و هر نهاد دیگر تاثیر گذار در جامعه پذیری و به صورت فرا گیر عمل می کنند. یعنی هم مدرسه، هم دیگر عناصر موثر در جامعه پذیری را تحت پوشش دارند.
رسانه های جمعی پهنای باند گسترده دارند، به اعماق توده ها راه می یابند و به درستی می توان گفت هیچ عنصری همانند رسانه ها توان رسوخ به اعماق و لایه های زیرین یک جامعه را ندارند . وسعت رسانه ها موجبات بروز تبعات بسیاری می شوند. در پرتو عصر ارتباطات نهادهای سنتی جامعه ابعاد تازه ای می یابد. یعنی ادراک رسانه ای آنان افزوده می شود. بسیاری این رسوخ خاص رسانهها را با هجوم چنگیز مترادف می سازند. رسانه ها به سرعت به خانه ها راه یافتند، در اعماق توده ها جا گرفتند، همین گواه بر تاثیر بسیار آن بر حیات و اندیشه انسان هاست. اما نکته قابل تامل این است که این رسانه ها نه تنها به اعماق جامعه از نظر سوری می رسند، بلکه یک به یک آدمیان را در بر می گیرد و بر اندیشه آنان تاثیر می نهد. از این روست که مفهوم عقیده سازان را برای آنان مطرح کرده اند، رایزمن به تاثیر عظیم رسانه ها تاکید دارد، او می گوید: ( تاثیر رسانه ها چنان است که موجبا اثر بلع را فراهم می آورد. بلع را در بسیاری از علف خواران دیده ایم .آنان به هنگام پیدا کردن غذا، به سرعت آنرا می بلعند اما در شرایط دیگر آنرا به دهان می آورد و می جوند. اثر بلع به معنای پذیرش بی چون و چرای پیام رسانه هاست. در این حال انسان ها بصورت منفعل عمل می کنند به وسیله آن اعتیاد می یابند و شرایط آن را فراهم می سازند که دیگری یا دیگران برای آنان بیندیشند،)
رسانه و نوع ارتباط آن
انسانها از گذشته همواره باهم ارتباط داشتند در تعریف ارتباط باید گفت در فرهنگ لغات وبستر communication، عمل ارتباط برقرار کردن تعریف و از مدلولهایی نظیر :رساندن،بخشیدن،انتقال دادن آگاه ساختن ،مکالمه و مرادوه داشتن استفاده شده است.در وبستر اضافه شده است که عمل بر قرار کردن ارتباط می تواند از طریق کلمات،حروف،پیام ها،کنفرانسها،مکاتبه ها و دیگر راهها انجام گیرد.برای واژه ارتباطات بسیار معنی و تعریف گفته شده است مثا کلودشنن در کتاب نظریه های ریاضی ارتباط می نویسد: ارتباط عبارت است از تمام روشهایی که از طریق آن ممکن است ذهنی بر ذهن دیگر تاثیر بگذارد.این عمل نه تنها با نوشته یا صحبت کردن بلکه حتی با موسیقی ،هنر های تصویری،تاتر،باله و ... می تواند صورت گیرد. رسانه ها نیز نوعی ارتباط هستند در واقع وسایلی برای برقراری ارتباط بین انسانهای جهان،و همان طور که گفته شد می توان به آنها وسایل ارتباط جمعی گفت.
ژوزف تی کاپر در کتاب تاثیر ارتباط جمعی می گوید : «ارتباط جمعی ،عبارت است از رساندن اطاعات،ایده ها و برداشتها از طریق وسایل ارتباطی و دریافت این اطاعات به وسیله ی عده زیادی از انسانها در یک زمان.» سادنی هید در کتاب برنامههای رادیو و تلویزیون در آمریکا در این باره می گوید:واژه ارتباط جمعی حاوی 5 ویژگی است:
1.تعداد گیرندگان وسایل ارتباط جمعی نسبتا زیاد است.
2.ترکیب گیرندگان بسیار متنوع است.
3.با ارسال پیام از طریق وسایل ارتباط جمعی نوعی تکثیر پیام به وجود می آید.
4.توزیع پیام سریع است.
5.هزینه برای مصرف کننده کم است.
رشید پور ارتباط جمعی را از جهت ویژگی آن مورد بررسی قرار می دهد و می گوید:
وقتی ارتباط ، ارتباط جمعی است که دارای سه ویژگی زیر باشد:
الف.جنبه ی عمومی داشته باشد و مردم بتوانند آن را مورد ملاحظه، و بررسی و کنترل قرار دهند.
ب.جنبه گذران داشته باشد و برای مصرف در زمان حاضر تهیه شده باشد.
ج.علاوه بر آن در ارتباط جمعی فرستنده پیام یا برقرار کننده ی ارتباط نیز دارای ویژگیهای خاصی است.
قابل توضیح است که تعاریف بالا دارای ضعفها و ابهاماتی است و صحبت در مورد ارتباطات و ارتباط جمعی از این بحث خارج است و ما به همین حد اکتفا می کنیم. رسانه ها به عنوان وسایل ارتباط جمعی شناخته می شود که آن دسته از وسایلی هستند که در تمدنهای جدید بوجود آمده و مورد استفاده اند،و ویژگی اصلی آنها قدرت و شعاع عمل گسترده است.اصطلاح ارتباط جمعی مشخص کننده آن نوع از ارتباطی است که هدف آن برقراری رابطه با یک مخاطب یا گروه کوچکی نیست،بلکه جمع را در نظر دارد. در بحث از انتشار جمعی به روابطی توجه داریم که میان مراکز انتشار،عامه مردم،و شرایط مربوط به آنها وجود دارد.
موقعیت کنونی واقعیت انتشار از طریق ویژگیهای اصلی آن یعنی:تکرار ،تعدد،وجود نظام ها ، ونیز شبکه روابط میان افراد مشخص می شود.و نکته مهم این است بررسی در وسایل ارتباط جمعی با اتکاء به دیدگاههای مختلفی مانند روانشناسی اجتماعی،مردم شناسی یا مردم نگاری، و جامعه شناسی امکان پذیر است وهمان طور که گفته شد می توان وسایل ارتباط جمعی رسانه ها را همچون نهاد های اجتماعی مورد مطالعه قرار داد.
ژان کازنو جامعه شناس اعتقاد دارد که ورود وسایل ارتباط جمعی به همه ی جای یک جامعه باعث شده است که وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها پوسته های نخست گروهها و جوامع بسته را بشکافند و به درون آن رخنه کنند. رسوخ به درون این واحدهای بسته ی اجتماعی،دارای چنان آثاری است که خود موجد پیدایی جامعه ای دیگر با ویژگیها و اختصاصاتی تازه است.
از دیگر ویژگی های رسانه های جمعی می توان گفت که ورود رسانه ها نظیر روزنامه، رادیو یا تلویزیون و اینترنت به درون یک قبیله دور افتاده یا یک روستای منزوی ، موجبات باز شدن آن به سوی دیگر قبایل و روستاها و به طور کلی جهان را فراهم می سازد. بطوری که هم اقتصاد معیشتی متحول می شود و جامعه به سوی اقتصاد بازار و به طور کلی پیدایی عصر مبادله چه به صورت پایاپای،چه با استفاده از ابزار مبادله تطور می پذیرد،هم زبان جمعی از صورت بدوی و انزوا بیرون می آید و در برابر هجوم واژگان دیگر قرار می گیرد،هم آداب و رسوم دیگران مجال برخورد با آداب و سنن محلی را می یابد.
با ورود وسایل ارتباط جمعی به همه ی زوایای یک جامعه،همبستگی ملی بسط و قوام می پذیرد.قبایل دور افتاده از تعلق خود به یک واحد ملی آگاهی می یابند و تبادل، جریان کالا و اطاع بین آنان موجبات بسط این تعلق را درعمل فراهم میسازد و همچنین ورود این رسانه ها در دنیای امروز به حریم گروههای اجتماعی موجب می شود هر واحد یا نهاد و یا سازمان ابعادی نو یابد. مثلا اگر در خانوارهای گذشته فقط روزمرگیهای زندگی نظیر تولید و استفاده اتفاق می افتاد با ورود رسانه به خانوار های امروزی بعدهای تازهای مانند آموختن و فراغت فرهنگی پدید می آید و همین طور اعضای خانواده در جریان آخرین رویدادهای جهان قرار میگیرند. اما نکته قابل تامل این است که شکستن پوسته های محدوده های بسته جغرافیایی به وسیله ی رسانه می تواند به تسطیح فرهنگی و یکسان شدن الگو ها و اندیشه ها بیانجامد و نوید جامعهای را دهد که ژان کازنو از آن با مفهوم توده سازی یاد می کند.بدینسان فرهنگ خواص و انحصاری،گروه های بسته،یا واحد های و گروههای باطنی جای خود را به گروههای باز ، با جمعیتی بسیار،فاقد مناسک ویژه و آداب و سنن انحصاری می دهد.
این رسانه ها در جای جای یک کشور رسوخ میکنند و همه جا را و همه کس و همه ی افراد را تحت تاثیر خود قرار می دهند این وسایل جادویی می تواند با خود حامل پیغام صلح یا غرض باشد! یا می تواند حامل از هم گسستن سنت های یک جامعه را بیاورد.جهان همچون یک دهکده یا خانواده و یا به زعم مک لوهان یک قبیله ای واحد است و یک حادثه حتی کوچک بعدی همه گیر دارد و همه ی این قبیله را تحت تاثیر خود می گذارد.
مفهموم محیط وضد محیط از عناصر اساسی در اندیشه مک لوهان بود.او با تکیه بر منطق موزائیکی ، بر این عقیده بود که یک موجود انسانی در چارچوب محیط اجتماعی خویش رنگ می پذیرد ،بدان خو می کند و سپس عنصری لا یتجزی از آن می شود.این اعتیاد به محیط و عناصرش که نوعی همنوایی را در انسانها بر می انگیزد،بی هیچ شبهه به ادغام فکری ودر نهایت جذب تام فرد با محیط می انجامد و این همه همچون شبکه ای بر گرداگرد اندیشه او تشکیل می شود و مانع از آن می شود که چنین فردی جهات منفی محیطش را ببیند.
در واقع ، به نظر مک لوهان آزادی اندیشه و ابداع،تابعی از میزان فاصله انسان با محیط خویشتن است.همان طوری که همین فاصله می تواند به قیام در برابر محیط و اصلاح آن منتهی شود.این نظر نه تنها در اندیشه مک لوهان ،بلکه بسیاری دیگر از اندیشمندان رسوخ داشته است.در واقع نظر آنها این بوده است که مثلا اگر در یک جامعه ای رسانه ها دروغ پراکنی کنند و در پی انتشار اخباری خوب و پر امید باشند آن جامعه به شنیدن این نوع از خبر پراکنی معتاد می شود در واقع جامعه معتاده به شنیدن دروغ. پس با توجه به این حجم اهمیت رسانه و وسایل ارتباط جمعی در جهان امروز و تاثیری که این رسانه ها در افکار عمومی و رفتار عمومی افراد جامعه می گذارد طبیعی است که دولت ها و سیاست مداران و سرمایه داران در پی هرچه گسترده تر کردن حیطه ی رسانه ای خود باشند.
رابطه ی نظام های سیاسی و رسانه
امروزه ما در جهانی زندگی می کنیم که دارای نظام های سیاسی گوناگون و متعددی است و نیز همواره شاهد تغییراتی پی در پی در بعضی از نظام ها در اقصی نقاط دنیا هستیم،از فرآیند جایه جایی دولت ها از طریق انتخابات تا کودتا ها و حتی انقلاب ها در جای جای دنیا.
در کنار این تغییرات سیاسی در سراسر جهان پیرامون ما فرآیند تبادل اطاعات نیز هر روزه دستخوش تغییرات گسترده می شود که عمده این تغییرات نیز به عهده رسانه ها و سازمان های خبری است .بطوری که شاهد هستیم در 60 سال اخیر انفجار اطاعاتی با ظهور کامپیوتر و به خصوص شبکه های مجازی در سطح دنیا با سرعتی بالا اتفاق افتاده و این روند نیز ادامه دارد بطوریکه کوچکترین اخبار از جای جای دنیا می تواند در دسترس تمام افراد جهان قرار گیرد. در این میان تمام نظام های سیاسی از کمونیست تا دموکرات ترین نظام ها هیچ گاه از نقش بی بدیل رسانه ها غافل نبوده و همواره به این سازمانها توجه ویژه نشان داده اند همانطوری که امروزه مشاهده می شود در تمامی دولت ها افرادی به عنوان سخنگو حضور دارند که کوچکترین عضو رسانه ای در نظام های سیاسی و به طور گسترده تر دارای رسانه های بسیار قوی نیز می باشند که اخبار و موضوعات مورد علاقه هر نظام را پوشش می دهند.حال اینکه در چه سطحی از مقبولیت در نزد افکار عمومی و بین المللی می باشند مبحثی بسیار گسترده تر است.
اما نکته ای که امروزه بسیار مورد توجه است این است که رسانه ها و سازمان های خبری به خصوص در سطحی از قدرت قرار دارند که می توانند موجب شکل گیری و یا فروپاشی نظام ها شوند،هیمن امر باعث می گردد که این فعالیت ها در سطح بسیار بالایی از اهمیت قرار گیرند.
اما در اینجا این نکته قابل ذکر است که در مورد تاثیر رسانه و در کل وسایل ارتباط جمعی در تاثیر گذاری و رخنه کردن بر افکار عمومی و جابه جایی قدرت ها دو دیدگاه افراطی متفاوت از هم وجود دارد ؛دیدگاه اول بر این عقیده هستند که این رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی دارای قدرتی بس فراتر از بمب اتم هستند!که می توانند ملت و یا جامعه ای را و حتی دولت و نظامی را جابه جا کند و از هم فروپاشد آنها بر این عقیده هستند که رسانه ها موجب می شوند که انسانها را بتوان از راه دور کنترل کرد و اختیار آنها را در دست گرفت،این اندیشمندان عقیده دارند که مرزها از بین رفته اند و دیگر کشوری امنیت اقتصادی و فرهنگی ندارد و هر لحظه امکان حمله به آن وجود دارد،اما از دیگر سو گروهی نیز بر این عقیده هستند که دیگر رسانه ها به علت گسترده شدن و تعدد در آنها قدرتی ندارند و تاثیر گذاری آنها کم شده است.به هر روی ما سعی بر دیدن واقعیت ها داریم و با نگاه به تاریخ می توانیم آینده این موضوع را بهتر درک کنیم. حال سوال این است که رابطه ی نظام های سیاسی با رسانه ها چگونه است؟ شاید باید به قدمی عقب برگردیم و بگوییم رابطه ی هر نظام سیاسی با رسانه چگونه است،به طور یقین عوامل متعددی وجود دارد که بر این رابطه تاثیر می گذارد.از جمله سطح اقتصاد،صنعت و نوع سیاست اداره ی کشور ،به هر طریق یک نظام کمونیستی و یا دیکتاتوری می تواند در زمینه ی رسانه ها فاجعه ای را رقم بزند و سطح بسیار ضعیفی را پوشش دهد و رسانه را کاملا در اختیار و
انحصار خود داشته باشد.کشوری همانند کره ی شمالی تنها دارای 2 شبکهی تلویزیونی و 3 شبکه ی رادیویی است و از شبکه ی اینترنت جهانی نیز بی بهره است،مردم این کشور از اخبار جهان بی خبر بوده و حتی گاهی شنیده می شود که در این کشور تصور بر این است که هنوز در سطح اروپا جنگ در جریان است!دراین نظام رسانه کاملا انحصاری بوده و تحت اختیار نظام حاکم است،پس اینجا رسانه در خدمت نظام حاکم است، اما آیا همیشه اینگونه است؟
در جامعه ای که دولت انحصار وسایل خبری را بطور نسبی در اختیار دارد،تاثیر این وسایل با جامعه ای دیگر که در آن شاهد تعدد وسایل خبری و مکانیسم های مختلط آن هستیم یکی نیست.در شرایط انحصار به طور مثال کره ی شمالی و نظام های سلطه گرگوینده های خبری مشخص با دیدگاه های مشخص وجود دارند،اخبار از کانال های معین و یکسانی می گذرد و در نهایت مشتریان خبری در مورد هر حادثه یک نوع خبر و یک نوع تفسیر خبری میابند. در حالی که به بیان کازنو، در یک جامعه ی لیبرال که در آن همواره وسایل ارتباط جمعی تحت نظارت دولت نیستند ممکن است آثار تلویزیون دولتی یا فلان روزنامه دولتی و وابسته به دولت خنثی و یا حتی مورد تمسخر قرار گیرد.
بورک در اثرش «نظارتی در باب تاریخ»،تا آنجا پیش می رود که با تحلیلی از جامعه آمریکا و مبارزات توهین آمیز رقبای سیاسی می نویسد: «تجار با کوشش در راه تمجید از کالای خود به صورتی هر چه جذاب تر از دیگران،سعی در مبارزه یا رقابت با یکدیگر می نمایند،و حال آنکه سیاستمداران با بدگویی از یکدیگر به مبارزه و رقابت بر می خیزند.نتیجه این است که در نهایت شنوندگان یا بینندگان از آن کالا تمجید خواهند کرد و لیکن از تمامی سیاست با این شیوه ی تبلیغ شخصی منزجز خواهد شد . پس به انحصار آوری وسایل ارتباط جمعی هر قدر هم که نسبی و محدود باشد،می تواند موجب بروز تاثیراتی چشمگیر از جانب وسایل ارتباط جمعی بر افراد شود،اما در شرایط پیدایی انحصار ناقص و)چند قطبی( و یا آنگاه که در یک جامعه وسایل ارتباط جمعی در اختیار گروههای گوناگون است،آثار این وسایل نسبت به شرایط اول کمتر خواهد بود. می توان گفت در نظام های سیاسی که مشارکت مردم در حداقل است رسانه ها نیز در اختیار نظام هستند و به صورت آزادانه فعالیتی را انجام نمی دهند،در این گونه نظامها رسانه ها به خواست دولت ها شکل می گیرند و به خواست آنها انتشار اطلاعات می کنند،یعنی منبع خبر روزنامه نگار نیست بلکه دولت است!اما باید بگوییم خوشبختانه یا خوشبینانه امروزه به دلیل اینکه جهان در حال پیشرفت سریع از نظر تکنولوژی است و این امر نیز در جهت افزایش قدرت رسانه ها عمل می کند ،حتی در بسته ترین نظام ها نیز رسانه ها نفوذ پیدا می کنند و در بسیاری از موارد نظام های خودکامه شروع به سرکوب این امر می کنند که یکی از علل پیدایی موضوع دروازه بانی خبری فشار های دولتی و حکومتی است که در فصل آینده توضیح داده می شود ولی در مقابل خود این نظام ها نیز به این نتیجه رسیده اند که سرکوب روش مناسبی و کاملی نیست و خود شروع به جنگ رسانه ای کرده اند و سعی بر این دارند که با رسانه علیه رسانه بجنگند.اگر گذری به تاریخ داشته باشیم یعنی از جاییی که رسانه ها یی مانند رادیو بوجود آمد، می توان نمود بزرگ رابطه ای نظام سیاسی و رسانه را مشاهده کرد و برای مثال در جنگ جهانی دوم توجه ویژه ای به این امر شد و تاثیرات آن نیز به خوبی بر تمام افراد جهان ثابت شده است پس می توان گفت رسانه ها می توانند ملتی را به حرکت درآورند و ارتشی را تشکیل دهند،این امر از نظر این نظام های سیاسی دور نمانده است و شاید بتوان گفت که این دلیل اصلی رابطه ی نزدیک رسانه ها و دولت هاست.
در نظام های دموکرات و آزاد سیاسی رسانه ها به صورتی آزادانه و حداقل تعبیری از آزادانه عمل می کنند.در این نظام ها رسانه های خصوصی نیز در فعالیت هستند گاهی در جهت منافع و سیاست های دولت و گاهی بر خلاف آن،امری که در اینجا تعیین کننده است سطح گستردگی پوشش و در دسترس بودن آن رسانه است و اینکه اخبار منتشر شده در عین حقیقت و به روز باشد. زیرا در موضوع اخبار تاریخ مصرف و یا مرگ خبر را نیز داریم و باید آن را مورد نظر داشت.
دولت ها آموخته اندکه می بایست دارای رسانه ای قوی و گسترده باشند و سرمایه فراوانی را به این امر اختصاص می دهند.برای مثال (BBC, British Broadcast)
که در اختیار دولت انگلستان (بریتانیا) است سالانه بودجه ی بسیار بالایی از طرف دولت در اختیار این رسانه قرار می گیرد و به چندین زبان دنیا در حال اطلاع رسانی است و در بسیاری از کشور ها ی دنیا فعالیت مستقیم انجام داده و دارای پایگاه نیز هست.
به هر روی تاثیر گسترده ی رسانه بر هیچ یک از دولتمردان و سیاسیون پنهان نیست بنا براین ما شاهد این موضوع هستیم که این سیاسیون همواره سعی در نزدیک کردن خود به رسانه ها ی پرقدرت دارند و یا اینکه خود رسانه ای را اداره می کنند.
و در آخر اینکه این دولت ها هستند که رسانه ها را شکل می دهند و کنترل می کنند و یا این رسانه ها هستند که دولت ها را شکل و کنترل میکنند،در واقع این سوالی است قابل تامل.
منابع
- دانشنامه ارتباطات(جلد 1 و 2)، چاپ بیست و هشتم، انتشارات اطلاعات، دکتر باقر ساروخانی
- جامعه شناسی، چاپ بیست و ششم، نشر نی، آنتونی گیدنز
- جامعه شناسی وسایل ارتباط جمعی، چاپ دهم، انتشارات اطلاعات، ژان کازنو
- ارتباط شناسی (ارتباطات انسانی، میان فردی، گروهی، جمعی) ،انتشارات سروش، چاپ نهم، دکتر مهدی محسنیان راد