نشریه اقتصادی- فرهنگی فکروفن

مجله ی اقتصاد و فرهنگ

نشریه اقتصادی- فرهنگی فکروفن

مجله ی اقتصاد و فرهنگ

زردهایی که رنگ باختند(انتشار یافته در شماره چهارم، فروردین 95)

محمود دهقان

مرحوم کاظم معتمد نژاد استاد و محقق رشته ارتباطات در سال 1368 و در مقدمه ای بر کتاب «یک جهان چندین صدا» از دستاوردهای همبستگی و همکاری دو دهه اخیر ممالک در حال توسعه برای مبارزه با شیوه های تازه سلطه استعماری و نیل به استقلال فرهنگی و ارتباطی سخن به میان آورد.

اگر که قبول داشته باشیم در سطح کلان و در دهکده جهانی کشورهایی که صاحب تکنولوژی و ابزارهای پیشرفته اطلاعاتی هستند در پی استعمار اطلاعاتی و خبری کشورهای در حال توسعه هستند، و در جهان تک صدایی وجود دارد، باید این را هم قبول کنیم که در داخل همین کشورهای در حال توسعه نیز به شدت تک صدایی رواج دارد و سانسور و حذف رسانه های منتقد از از عادات نظام های حاکم بر این کشورها است. 

ادامه مطلب ...

انقلاب اسلامی و زنان؛گفت و گوی سیمرغ با دکتر آذر منصوری

از قدیم الایام تا کنون زنان نقش بسزایی در تحرکات اجتماعی ،سیاسی جامعه ایفا نموده اند. یکی از اولین نمونه هایش را می توان در اعتصاب زنان کارگر بافنده در یکی از شهرهای آمریکا در سال 1857 میلادی دید، زنان ایرانی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و نیستند وهمیشه در فعالیت های مدنی واجتماعی تشکل ها،احزاب، تظاهرات راهپیمایی ها و انتخابات حضور فعال داشته اند نمود بارز و آشکارش را می توان در تقش زنان در مبارزات ایام انقلاب اسلامی دانست که دوشادوش مردان به تظاهرات و مبارزه پرداختند در این راستا به سراغ خانم دکتر آذر منصوری استاد دانشگاه ،فعال سیاسی و دبیر حزب مشارکت ایران اسلامی رفتیم  تا با ایشان به عنون یکی از بانوان فعال در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی در باب نقش زنان در انقلاب اسلامی به گفتگو بنشینیم.


زنان در شکل گیری انقلاب چه نقشی ایفا کردند. اساسا می توان نقشی برای شان در آن یافت؟

پیشگامی زنان در انقلاب اسلامی و تحولات سیاسی و اجتماعی پس از آن چه میزان بوده است؟

زنان در مبارزات قبل از پیروزی اتقلاب اسلامی دو نقش ایفا می کردند.نقش اول آنان حضور در میارزاتی بود که اوج آن به انقلاب اسلامی ختم شد.شما وقتی تاریخ مشروطه و جنبش تنباکو را مطالعه کنید به نقش اثر گذار آنان در این مبارز ات پی می برید .یعنی همپای مردان .اما از نقش دیگر آنان به عنوان مادر و همسر مبارزان نمی توان چشم پوشی کرد.به طور قطع اگر این همر اهی و از خود گذشتگی ها نبود ، این ایستادگی ها و مقاومت ها نبود  .همان طور که در هشت سال جنگ تحمیلی نیز این همراهی ها در مقاومت مردم ایران نقشی تعیین کننده داشت.اما پس از انقلاب اسلامی علی رغم تاکید امام خمینی مبنی بر حضور زنان در مقدرات اساسی مملکت زنان ایران عملا از فرآیند توسعه غایب هستند.و وقتی گزارش های مقایسه ای را می بینید به فاصله عمیقی از حیث میزان دسترسی زنان ایران به فرصت های برابر پی می برید.زنان ایران در انقلاب اسلامی دنبال جایگاه جدیدی برای خود بودند و نقش متفاوتی را از نقش های پیشین دنبال می کردند.


 اگر بخواهیم به بررسی نقش و حضور زنان در عرصه های مختلف سیاسی اجتماعی فرهنگی و...در دولت های مختلف پردازیم, پررنگ ترین تاثیرگذاری در چه برهه ای بوده است؟

ببینید برای پاسخ به این سوال ما با باید به سهم زنان از قدرت سیاسی کشور بپردازیم و یا اینکه ببینیم زنان ایران به عنوان نیمی از جمعیت کشور در تحولات سیاسی این چهار دهه اثر گذار بوده اند.

در سوال قبلی هم عرض کردم زن ایرانی در تمامی برنگاههای قبل و بعد از انقلاب اسلامی حضور داشته است اما نکته ای که باید به آن توجه شود این است که این حضور تا پشت دروازه های قدرت سیاسی بیشتر نبوده است.

شما آمارها را هم که نگاه کنید حاکی از آنست که سهم زنان ایران از قدرت از 4 درصد در مجموع فراتر نرفته و البته این در تناقض با فرمایش حضرت امام(ره)است.

تقریبا می توان گفت ساختار قدرت در کشور ما مردانه مانده است.مجمع تشخیص قوه قضاییه و ....خالی از زنان است.

اما مقایسه ای بخواهم عرض کنم بنا بر همین شواهد و قرائت دولت اصلاحات بیشترین توفیق را در جریانسازی فرصت های بیشتر مشارکت سیاسی برای زنان ایران فراهم کرد.و در این دولت بود که حضور زنان در هیئت به عنوان اولین دولت پذیرفته شد.پژوهشهای متعددی در حوزه زنان صورت گرفت و شما وقتی برنامه چهارم توسعه را که این دولت نوشته را  هم ببینید کاملا این تفاوت ها در آن به لحاظ جایگاهی که برای زنان دیده شده است مشهود است.


از نگاه شما به عنوان یکی از فعالان عرصه سیاسی, دولت ها, قدرتها و اساسا حکومت چه میزان در اثرگذاری نقش زنان موثر است و این فاکتور در برهه های مختلف پس از انقلاب چه میزان زنان ما را فعال و یا منفعل کرده است؟

دولت ها به اعتقاد من به معنی عام آن نقش اساسی در این ارتباط دارند.شما تجربه کشورهای موفق از حیث بالابودن نرخ مشارکت رو هم اگر بررسی کنید این دولتها بودند که از استراتژی به عنوان جریانسازی عدالت جنسیتی برای ایجاد فرصت های بیشتر برای زنان استفاده کرده اند.چون به دلایل متعدد ساختار فرهنگی اجتماعی این  جوامع به خودی خود به گونه ای است که این ظرفیت را در خود ندارد بنابر این دولتها  اقداماتی را برای ارتقا حضور زنان و برطرف کردن مطالبات آنان در دستور کار خود قرار می دهند.مثلا افغانستان پاکستان و عراق را اگر شما ببینید اقدامی که در این ارتباط کرده آنست که در قانون انتخابات خود برای زنان سهمیه مشخص کرده .شما پارلمان افغانستان را ببینید .یعنی زنان فارغ از اینکه در انتخابات رای لازم را کسب کنند 25 درصد کرسی های مجلس این کشور به آنان اختصاص یافته است.این روش یعنی ظرفیت سازی. چون فضای  رقابت های انتخاباتی کشوری مانند افغانستان  به گونه ای نیست که زنان شانسی برای پیروزی در رقابت داشته باشند.

یا مثلا در انتخابات شوراهای شهر فرانسه که حزبی برگزار می شود دولت فرانسه شرط حضور احزاب در انتخابات را این گذاشته که به ازای معرفی یک مرد در لیستهای انتخاباتی یک زن هم معرفی کنند.اینها تماما یعنی ایجاد ظرفیت برای ارتقا مشارکت سیاسی زنان.یا در برخی کشورها ی دیگر مدیران موظفند بخشی از ظرفیت های استخدامی را به زنان اختصاص دهند .زنان از این مدیریت سهم قانونی دارند.تمام اینها یعنی ظرفیت سازی قانونی برای زنان.آنها به این واقعیت پی برده اند که بدون حضور زنان چرخ توسعه لنگ می زند .و متوازن حرکت نمی کند.بنابراین ظرفیت سازی می کنند.اما در کشور ما این ظرفیت سازی هنوز در ساختار حقوقی کشور پذیرفته نشده است.


با تورق تاریخ پس از انقلاب شاهد حضور زنان در پست های مدیدیتی اعم از معاونت ریاست جمهوری,  وزارت و... بوده ایم, آیا این سطح برای زنان ما کافی است یا شما هم از مدافعان حضور زنان حتی تا سطح ریاست جمهوری هستید؟

خیر به نظرم در مقام مقایسه ما  موفق نبوده ایم.آخرین گزارش مجمع جهانی اقتصاد را که در سال 2015 منتشر شده ببینید.رتبه شکاف جنسیتی ایران در بین 145 کشور جهان 141 است یعنی ما 4 رقم با آخرین کشور دنیا فاصله داریم.از سال 2006 به این طرف را ببینید ما سال به سال رتبه مان تنزل داشته است.

به اعتقاد من هیچ منع قاتونی برای حضور زنان در مدیریت‌های کلان حتی در سطح رئیس جمهور در کشور ما وجود ندارد و زنان هم می توانند رئیس جمهور باشند.


در انتخابات مجلس گذشته(اسفند94) شاهد کمپین های دعوت از زنان برای کاندیداتوری در مجلس بودیم, این قبیل اقدامات را چطور ارزیابی می کنید؟

ببینید به هر ترتیب نیاز به تغییر این وضعیت در جامعه ما وجود دارد .اینها نیز انعکاس بخشی از این نیاز هاست.و ممکن است در قالب های مختلف خود را نشان دهد.


با وجود فعال شدن زنان و استقبال برای حضور در مجلس شاهد ردصلاحیت گسترده کاندیداهای مستقل و اصلاح طلب زن بودیم ارزیابی شما از این امر چیست؟

افزایش حضور زنان به عنوان کاندیدای انتخابات خبرگان و مجلس شورای اسلامی نیز برگرفته از همین نیاز به تغییر است.

من اسم این حرکت را خیزش زنان گذاشتم.هر چند تعداد رد صلاحیت شدگان زن از مرد بیشتر بود و برخی از دلواپس نمایان این را یک تهدید قلمداد کرده اند ،اما به باور من زنان ایران ثابت کردند که اعتماد به نفسشان بیشتر شده است و می خواهند سهمی در بهبود اوضاع کشور داشته باشند. به نظر من این برای کشور و نظام یک فرصت و امتیاز است که امیدوارم در بررسی صلاحیت ها به این موضوع توجه شود.


در حالی برای نخستین بار زنان برای حضور در انتخابات خبرگان ثبت نام کردند اما این حضور تنها برای شرکت در آزمون تحمل شد و هیچ زنی برای انتخابات خبرگان حضور نخواهد داشت, این عدم تحمل زنان ناشی از چیست؟

قانون هیچ منعی برای حضور زنان در مجلس خبرگان نگذاشته است.در اولین مجلس خبرگان ایران نیز یک زن حضور داشته است.بسیاری از زنانی که ثبت نام کردند به لحاظ علمی شرایط لازم را داشتند و این توانایی را در خود دیده بودند که از عهده این مسئولیت بر آیند.اما نوع مواجهه با این زنان به نظرم بیشتر سیاسی است .


با مشارکت سیاسی زنان تنها با حضور در حاکمیت و کسب قدرت حاصل می شود و در غیراین صورت فعالیت زنان در خارج از خکومت چگونه امکانبذیر است؟

خیر .مشارکت زنان فقط محدود به قدرت نیست.

این مشارکت همه جانبه باید باشد.و توازن برای جریان‌سازی باید برقرار شود.قدر مسلم مشارکت سیاسی فرهنگی اجتماعی و اقتصادی در تلازم با یکدیگر هستند.دولت هایی هم که ظرفیت سازی می کنند به هیچ‌وجه یک سویه نگاه نمی کنند به موضوع.ما نمی توانیم در غیبت مشارکت اقتصادی فرهنگی و اجتماعی صرفا دست روی مشارکت سیاسی بگذاریم.

تا کید ما بر مشارکت سیاسی و اینکه این مشارکت را مقدم می می شماریم برای این است که قاعدتا حضور زنان در مقدرات و مبادی تصمیم گیر و تصمیم ساز می تواند مقدمه لازم را برای رفع نابرابری های دیگر و نیز پاسخ دادن به مطالبات زنان فراهم کند.علی القاعده بدون رعایت الزامات توازن بخش در سطوح مشارکت  این تعادل و توازن ایجاد نخواهد شد.

 مشارکت زنان در ساختار حقیقی و حقوقی کشور در تلازم با یکدیگرند.


سی و هفتمین بهار انقلاب و معمای اسفند - سخن سردبیر برای شماره دوم(ویژه دهه فجر) بهمن 1394

حمید شجاعی - سردبیر

کوچک تر که بودم هنگام دهه فجر خیلی ذوق داشتم ده روز همه جا چراغانی و همه در شادی و سروربالاخره جشن انقلاب بود. یادش بخیر! چقدر سعی و تلاش می کردیم برای درست کردن یک روزنامه دیواری ، چه شور و هیجانی داشتیم، اما سال به سال  این ذوق و شوق کمتر شد، شادی و سرور مردم هم کم شد و تمامش محصور گشت به قاب تلویزیون که هرسال یک سری تصاویر آرشیوی 20 سال گذشته و اشعار تاریخ مصرف گذشته را پخش می کرد. اما چه شد که به اینجا رسیدیم ؟ مردم که همان مردمند، شاید فقط یک نسل عوض شده اما اعتقادات و باورهایمان که تغییری نکرده،انقلاب هم که عوض شدنی نیست، همیشه باشکوه و با طراوت می ماند پس در این بین این حلقه مفقوده چیست که بین مردم و انقلابشان فاصله انداخته؟ آیا مسئله این نمی تواند باشد که مردم فکر می کنند دیگر انقلاب از آن آنها نیست؟ امروز شاهد هستیم آرمانهایی که امام به خاطرشان انقلاب کرد و شهدا برایشان جانفشانی کردند یا به دست فراموشی سپرده شده ویا در گوشه ای از خاطرات انقلاب خاک  می خورد. قانون اساسی به یک بند تقلیل یافته و از آن هم استفاده های گوناگون می شود مگر امام قائل به صدور انقلاب نبود؟ پس چه شد که بعد از رحلتش صدور انقلاب به مصادره انقلاب بدل گشت؟   و تقسیم بندی خودی و غیر خودی در ادبیات سیاسی ما رواج یافت؟  این چه رویه ای است که هرکس با یک جریان خاص همسو باشد،وی را  مؤمن، فداکار، متعهد و انقلابی می دانند،ولو اینکه اختلاس گر باشد،به اخلاق و ادب سیاسی پایبند نباشد و فاقد صلاحیت و مدیریت باشد.اما کسانی که در کنار امام انقلاب را رقم زدند به دلیل اینکه با فلان جریان همسو نیستند و یا نظراتشان مخالف فلان جریان است به بی بصیرتی و فتنه گری متهم می شوند؛در حالیکه بهترین و صدیق ترین یاران امام بودند.

به قول دوستی، آش انقدر شور شده که دیگر بیت امام(ره) هم از این اتهامات مبرا نمانده و آنها به ساده لوحی و بی بصیرتی متهم می شوند اینجاست که به بزرگی و عظمت بنیان گذار انقلاب اسلامی و تیزبینی و دور اندیشی ایشان پی می بریم که در زمان حیاتشان می فرمایند:« احتمال قوى می‏دهم که پس از من براى انتقامجویى از من به بعض نزدیکان و دوستانم تهمت ها که من آنها را ناروا میدانم بزنند و به آتشى که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیاناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند. و اکنون در حیات من گفتگوها و زمزمه ‏هایى به گوش می‏خورد که احتمال فوق را قوی‏تر می‏کند.»

     جالب آنکه اگر به دقت بنگریم می بینیم همین افراد که در کانون های ثروت و قدرت هم نقش دارند انقلاب را از صدور به مصادره خود در آورده اند  و گوش هایشان بدهکار سخنان عقلا و بزرگان نیست و مردم را نیز که اصلا برای پاسخ گویی حساب نمی کنند .

37 امین بهار انقلاب همزمان شده با ایام حساس و سرنوشت ساز انتخابات پیش رو،اما اینکه در 3 دهه اخیر انقلاب چه گذشته، چه دستاوردها و چه نقاط قوت و ضعفی داشته ایم نه در حوصله مخاطب است و نه در این مقال می گنجد اما اکنون در سالهای پایانی دهه سوم و در آستانه ورود به دهه چهارم انقلاب شکوهمند اسلامی این که نظام چگونه عملکردی در مقابل مردم خواهد داشت به انتخابات اسفند ماه پیش رو بستگی دارد و صد البته شورای نگهبان و قانون اساسی. 

رهبر انقلاب اسلامی دردیدار دست اندرکاران انتخابات با بیان الزامات سلامت انتخابات گفتند: «تمکین همه دستگاههای دست اندرکار انتخابات به قانون و رعایت مُرّ قانون»، «اهانت نکردن به نهادهای قانونی»، «مشوش نکردن اذهان عمومی،» «اهانت نکردن نامزدهای انتخاباتی به یکدیگر» و «حتی پرهیز از غیبت»، «ندادنِ و عده‌های غیرعملی و غیرقانونی»، و «برخورد صادقانه با مردم» از جمله معیارها و آداب لازم برای یک رقابت سالم انتخاباتی است.»

طبق فرمایش مقام  معظم رهبری همه باید به مر قانون تمکین کنند اما آیا واقعا همه دستگاهها علی الخصوص شورای محترم نگهبان قانون اساسی مر قانون را رعایت کرده اند؟ قانون و مر قانون که تفسیر کردنی نیست  که هرکس بگوید من این برداشت را از مر قانون داشته ام، همه دربرابر قانون مثل دندانه های شانه یکسانند اما در عمل می بینیم اینگونه نیست .می پرسید چرا؟ فی المثل در قضیه ثبت نام و احراز صلاحیت کاندیداهای مجلس خبرگان رهبری،  اصل را بر این گذاشتند که کسانی که اجتهادشان توسط علماء احراز نشده است باید امتحان کتبی و شفاهی بدهند ، فارغ از این قضیه که این روش درست است یا غلط  قبول می کنیم که امتحان شرط احراز یا عدم احراز باشد. حال مفروض میگیریم به تمام کسانی که باید در آزمون شرکت کنند اطلاع رسانی شده  هم با پیامک هم نامه مکتوب و رسمی وهم دعوت عمومی از رسانه ملی پس طبیعتا افرادی که به هر دلیلی در این امتحان شرکت نکرده باشند صلاحیتشان احراز نمی گردد، پس چرا 4 نفر از کاندیداها(حجه الاسلام سید محمد سعیدی،حجه الاسلام سید مهدی میر باقری ،حجه الاسلام سید احمد حسینی، حجه الاسلام علیرضا اعرافی،حجه الاسلام نصرا... شاه آبادی) که در آزمون  شرکت نکرده اند به دلیلی مجهول تأیید صلاحیت می شوند ولی شخصیتی مثل سید حسن خمینی که اکثر علما اجتهاد ایشان را تایید کرده اند و خود ایشان کلاس های درس خارج فقه دایر می کنند یک روزبه بهانه عدم شرکت در مصاحبه و امتحان و روز دیگربه بهانه  سن و عدم قدرت استنباط مسائل فقهی وتعیین رهبری رد صلاحیت می شوند آیا این مر قانون است که هر کس طبق سلیقه مان بود را تایید و هرکس نبود را بهانه های واهی رد کنیم؟ اگر فصل الخطاب را سخن رهبری بگیریم  باید مر قانون برای همه اجرا شود مگر دستگاه های اجرایی و نظارتی باهم فرق دارند که  هرکدام  از صحبت رهبری برداشت جداگانه دارند؟   اگر این گونه است به سخن ریاست محترم جمهور در جمع فرمانداران و استانداران سراسر کشور می رسیم که فرمودند:«اسم این مجلس خانه ملت است، نه خانه یک جناح، اگر اینطور است، نیاز به انتخابات نیست، همان ها دوباره تشریف ببرند مجلس.» 

توافق هسته ای (برجام) این نوید را داد که نظام در آستانه 40 سالگی به پختگی کامل رسیده است این را می شود در سیاست خارجی  دولت یازدهم ملاحظه کرد که با سرلوحه قرار دادن سه گانه «عزت،حکمت،مصلحت» ودر دستور کار قرار دادن عقلانیت و تدبیر به موفقیت چشمگیر و کم نظیری دست یافته است. حال نوبت آن رسیده  که این مدل موفق را در سیاست داخلی هم به کارگرفته شود وبرجام دیگری را در داخل کشور به (انجام) رساند. در انتخابات سال 92 مردم به عقلانیت و تدبیر رأی دادند و نتیجه اش دولتی شد که سیاستش تدبیر در سیاست خارجی ،عزت در نظام بین الملل و امید در دل مردم ایران گشت. پس با این مدل موفق می توان حماسه خرداد 92 را در اسفند94 باز آفرینی کرد به شرط حضور گسترده مردم پای صندوق های رأی وانتخاب عقلا و معتدلین و رد صلاحیت میلیونی  مرتجعین و متحجرینی که  یادگار امام عزیزمان ؛ آیت ا.. سید حسن خمینی را رد صلاحیت نمودند، که در این صورت امسال بهمن و اسفند را با هم  به یاد سالهای نه چندان دور اتحاد و همدلی انقلاب جشن خواهیم گرفت .

پس 

همراه شو ای عزیز کاین درد مشترک                  هرگز جدا جدا درمان نمی شود